چهارشنبه 30 اسفند 1391

سفرنامه تفلیس و باتومی و طرابوزان - ۱۳۹۰

سفرنامه تفلیس و باتومی و طرابوزان - ۱۳۹۰




سفری به تفلیس ،باطومی و طرابوزان

( مردم آنچه را دارند و به آن دسترسی دارند ،طالب نیستند بلکه به اطلاعات معنویاتی طالب هستند که فاقد آنند)

سفر کاروان گردشگری (( گروه زیست یاشیل میشو )) به شهر های یاد شده در بالا:

 تا چند قرن پیش،گردشگری به منظور شناخت اوضاع طبیعی ، جمعیت ، تاریخ و تولدات برخی از کشورهای دور و نزدیک انجام می گرفت ، بعد ها گردشگری جنبه تحقیقاتی و اکتشافی بخود گرفت ، از آن جمله کشف منابع زیر زمینی و شناخت جهان گیاهان دریائی و زمینی وانواع حیوانات،همچنین سر گذشت تمدنها و صنایع مستظرفه و نظایر آن با روش دانش جدید مورد بررسی قرار گرفت .

در متن اوراق زرین جهان سیاحتنامه های ((هومر )) (ادیسه) ، (( ناصر خسرو ))(سفرنامه )،((ابن بطوطه ))(رحله ابن بطوطه ) ، ((اولیاء جلبی))(سیاحتنامه )،((زین العابدین مراغه ای ))(ابراهیم بگین سیاحتنامه سی)) و دیگران ثبت شده و دارای منابع (مرجع ) ارزشمند معنوی هستند .

کاروان ((یاشیل میشو)) با مدیریت عباس عادلی نیا و رانندگی آقای توفیق مطلبی و کمک راننده ها و 45 نفر مسافر با ماشین مرسدس بنز در مورخه 15/4/1390 ش روز چهارشنبه ساعت 45/11 دقیقه شب از شهرستان شبستر که زادگاه شیخ محمود(2) و معجز شبستری(3) می باشد ، به سوی شهرهای مذکور در بالای حرکت و پس از پشت سر نهادن شهرهای ((صوفیان))،((مرند)) وگذر از سراهی خوی سپیده دم به مرز بازرگان رسید . پرچم سه رنگ ایران در بلندای مرز در اهتزاز بود.

پس از تشریفات گمرکی و ممهور شدن گذرنامه ها به مهر خروجی در مورخه 16/04/1390 خورشیدی قدم به خاک جمهوری ترکیه نهادیم ف در مرز(( گور بولاق)) (1315ش) نیز پرچم سرخ رنگ با آرم مه و اختر سفید در پشت بام مجتمع در اهتزاز بود .  مهور گذرنامه ها ، کاروان بسوی شهر کرد نشین (( دوغوبایزید))(4) روانه شد.

شهر دوغو بایزید با مساحت 383/2 کیلومتر مربع ، منطقه ایست کوهستانی که اغلب زمین هایش بایر و کشتزارها محدود می باشد . تولیدات حومه شهر عبارت از گندم ،چغندر قند و دام پروری است . شهر در طول تاریخ تحت حاکمیت اقدام :اورارتور،پرس،مقدونیه ،سه له وکوس(selevlcos) اعراب ،سلجوقیان ،مغولان،روسها وارمنی ها قرار گرفته و در سال 1299 ش از اشغال بیگانگان رهایی یافته است . شهر درکنار راه ترانزیت طرابوزون(5) و ایران قرار گرفته ، فاصله اش تا مرز بازرگان 35 کیلومتر بوده و جمعیتش 213/35 نفر می باشد . در 5 کیلومتری شهر مذکور ((اسحاق پاشاسرایی))(کاخ اسحاق پاشا) در زمینی به مساحت 7600 متر مربع قرارگرفته و دارای دو قطعه حیاط وسیع و چشم انداز معماری جالبی می باشد .

اتوبوس شهر ((دوغوبائیرید))  را پشت سر نهاده و مسیر شهر ((اغدیر)) را در پیش گرفت .

اغدیر (igdir ) نام استانی در منطقه آناطولی(6) شرق است که با ارمنستان ،نخجوان ، ایران ،آغری و قارص  هم مرز می باشد . در این منطقه کوه آغری به ارتفاع 137/5 متر قرار گرفته است .منبع آب این منطقه رود ((ارس)) می باشد که از دامنه شمالی کوههای ((بین گوًل)) شروع و بسوی شرق در جریان است . محصولاتش کشاورزی و دامداری است و پنیر هلندی (gravyer) اش شهرت بسزایی دارد و جمعیتش 858/35 نفر می باشد .

 

  نا گفته نماند که گروهی از آذری های مهاجر در همین شهر زندگی می کنند  در مورد حسرت غربت دو بند بایاتی بزبان ترکی یاد آوری می شود :

اغدیردان آلما آلدیم   *  یاریمی یولاسالدیم   *   یاریم گئدندن سونرا  *   هیوا کیمی سارالدیم .

اغدیرین آغ آلماسی  *   یئمه لی باغ آلماسی * یارگلندن سونرا       *    یارامین ساغالماسی

رویداد تاریخی :

     در سال 1313 خورشیدی عبدالرحمان نامی از اطراف شهر مشهور طرابوزون به شهر اغدیر نقل مکان می کند و مغازه ساعتسازی دائر کرده و مشغول کار می شود  . از اینکه هنر خطاطی را فراگرفته بود . لذا تابلوئی نوشته و در محل کتیبه مغازه نصب می کند .

          فردای آنروز دو نفر پلیس به مغازه مراجعه و به عبدالرحمن می گویند که والی (استاندار) تو رابه حضور می  طلبد . عبدالرحمن پیش خودش فکر می کند که مرا به استانداری چه کاری  می تواند    بوده باشد . به هر حال همراه ماموران روانه استانداری می شود . مردم کوچه و بازار وی را نگریسته و پیش خودشان فکر می کردند که این بابای تازه وارد چه خطائی مرتکب شده که اکنون ماموران دولتی وی را جلب کرده اند ؟دقایقی چند هر سه نفر در حضور والی آماده و عرض ادب می کنند .استاندار از عبدالرحمن می پرسد که آیا تو آن تابلو را نوشتی ؟

عبدالرحمن می گوید بلی!

     والی به سخنانشادامه داده و می گوید ما به یکنفر تابلو نویس نیازمندیم . اگر برایت مقدور است تابلو های اماکن عمومی ما را هم بنویس ، بدینسان عبدالرحمن هم شغل ساعتسازی را ادامه می دهد و هم تابلو نویسی را . گویا تا آن تاریخ مردم اغدیر از وجود خارجی تابلو بی اطلاع بودند .

    اتوبوس کاروان پس از یک ساعت شهر اغدیر را پشت سر گذاشت . در اغلب شهرهای ترکیه ،مناره مسجد ورنگهای گوناگون ساختمانها و شیروانی های سفال قرمز جلب توجه می کنند .در مسیر کاروان در دل برخی از تپه ها نوشته بودند . ((وطن ساغ اولسون )) ((زنده باد میهن )) ، لازم به یاد آوری است که شرکان عثمانی به میهن و پرچم سرخ مه و اختر نشان ، خویش احترام خاصی قائلند .

   صبحانه در باغچه ای که پذیرای  مسافران بین راهی است و در نزدیکی روستای ((حالی قیشلا)) (پادگان مفروش) قرار دارد صرف شد . روستای یاد شده دارای 55 خانوار بوده و منبع در آمد شان از راه کشاورزی ودامداری است . گرمازای زمستانی این منطقه از از طریق ذغال سنگ وتپاله حیوانی تامین می شود . نان روزانه اهالی با سوخت چوب تهیه می شود . زمین های بین اغدیر و قارص آهکی رسوبی است . از اینکه هنگام چرا ناخن گوسفندان و بزها خاک نرم را سفت می کنند لذا در این منطقه نگهداری گاو و پرورش اسب رواج دارد .در این منطقه آبادی ها از همدیگر خیلی فاصله دارند . در ضمن برخی از خانواده ها بالای کوه خانه ساخته و بزندگی در محیط جنگل سر سبز مشغول هستند . در این دیار تجلی طبیعت زمردین به وضوح مشاهده می شود . در این منطقه سردسیر در فصل زمستان برف زیادی می بارد بهمین دلیل  در کنار جاده های پرپیچ و خم میله های متعدد با فاصله چند متری کار گزاشته اند . تا مسیر برف روبی جاده مشخص شود و بولدوزرها با خطر سقوط به گودی ها مواجه نشوند .

   ماشین کاروان با سرعت مجاز و مطمئن ، شهر ((دیگور)) را پشت سر نهاده و به کنار جاده استان قارص رسید .

  

قارص(karis )

    استان قارص در منطقه انا طولی شرقی قرار گرفته  از مشرق به ارمنستان ، از جنوب شرقی به اغدیر ، از جنوب به آغری ، از غرب به ارضروم و از شمال به آرداهان متصل می باشد .

   شهر یاد شده یکی از قدیمی ترین مناطق مسکونی بشمار می رود .غارهای  (( یازیلی قایا )) و ((قوربان آغا))  نشانه ای از قدمت این منطقه به شمار می رود . اقتصاد قارص متکی به کشاورزی دامداری حاشیه ایست .قلعه قارص در سال 1153 م از سوی سلجوقیان  بنا شده و بلندی اش 70/53 متر می باشد . کلیسا ی حواریون (37-932 م) در سده 16 میلادی تبدیل به مسجد (( گنبد )) شده است تا سه دهه پیش عده ای کثیری از آذری تباران در شهر قارص مسکن گزیده بودن و مساجد چارسی جامعی ، آذری جامعی ، یئنی محله جامعی و قمر جامعی متعل به آنان است .

در حال حاظر جمعیت آذری تباران تقلیل یافته است . جمعیت شهر بالغ بر هشتاد هزارنفر بوده و از سال 1302 شمسی دارای شهرداری است .

اتوبوس کاروان پس از چند دقیقه درنگ ، به راهش ادامه داده و شهرک های هاناک ، دامال و امین بیگ را پشت سر نهاد .

درود کاروان گروه زیست محیطی یاشیل میشو به کشور گرجستان .

در تاریخ 16/04/1390 ش . اتوبوس کاروان از مرز ((تورک گوزی )) وارد خاک گرجستان شد.

 

کشور گرجستان :

نیاکان گرجی ها از دوران کهن ، از زندگی گروهی به زندگی قبیله ای تبدیل شده و سپس

بمرور جامعه گرجی تباران را تشکیل داده اند . در حال حاضر گرجستان دارای پنج میلیون و نیم جمعیت می باشد . از این جمعیت 8/68./.گرجی ،9./.ارمنی ،4/7./. روس ، 1/5./. آذری 2/3./. اوسئتئلی ، 9/9./. یونانی تبار ، 7/1./. آبخاز میباشد ، در هر کیلومتر مربع 73 نفر زندگی می کنند . بیشتر اهالی ، در ساحل دریای سیاه و در نواحی کوهستانی زندگی  می کنند . اهالی شهر نشین 1/51./. میباشد . شهرهای بزرگ عبارت از تفلیس ، کوتائسی ، روستاوی ،  باطوم و سوخومی است .

اراضی گرجستان از مشرق دریای سیاه شروع شده و در سرتاسر بخش جنوبی کوههای بزرگ قفقاز گسترده است .

    این کشور از شمال با فدراسیون روسیه از جنوب با ارمنستان و ترکیه ، از جنوب شرقی و از مشرق با آذربایجان شمالی ، هم مرز می باشد .

      مساحت کشور کوهستانی یاد شده 69700 کیلو متر مربع بوده و عصر طلائی اش در زمان ژرژ دوم و دخترش ((تامارا)) بود .استقلال مجددش را در مورخه 20 فروردین 1370 به دست آورده است پرچم گرجستان با زمینه سفید ودارا بودن صلیب سرخ رنگ بطور افقی و عمودی و چهار صلیب کوچک در درون چهار زاویه مستطیلی ، در اغلب اماکن کشوری در حال اهتزاز می باشد .

الفبای گرجی با قدرت یکهزار و هفتصد ساله ، دارای 33 حرف بوده و فاقد حروف بزرگ می باشد .

کشور یاد شده به سه حوزه ذیل تقسی م شده است .

بخش کوهستانی قفقاز بزرگ 2- ییلاق گرجستان جنوبی 3- ماهور بین دو بخش فوق

 

در حدود یک سوم از اراضی گرجستان پوشیده ازجنگل و بوته زار است.

مشاهیرگرجی:

شوشا نیکیس تزامئبا(476-483م)اولین اثرگرجی رابه نام ((رنجهای شوشانیک)) آفریده است.

آلکساندر چاوجاوادزه (1786-1846م)

شوتا روستاوئلی7(ق12-13م) نویسنده بهترین اثر گرجی به نام ((پهلوان پلنگ پوستین))

داوید قورامیشویلی1792م. خواهان استقلال گرجستان،اثر((مصائب گرجستان)) از اوست.

یاکوو نیکولادزه (1876-1951م) نقاش.

گورگی لئونیدزه (1899-1966م) شاعر برجسته که می گفت:گیاهان مستور از شبنم و خاک پر از لاله سرخ،دوران مطلوب فرا رسیده ،در این باره شب و روز در دیار مئسختی،رودهای آراقوا و کؤر ترانه شادی می خوانند.

مبلّغ مسیحی:

(( نینو)) ی مقدس از اهل (( کاپادوکیا*)) مسیحیت را در منطقه گرجستان رواج بخشید.

کوه های مرتع گرجستان عبارت اند از :

شهارا 5068 متر- روستاوئلی 4960 متر- تئت نولنس 4852 متر-اوشیا 4700 متر.

                        -------------------------------------

* نام منطقه قدیمی است که شهرهای:قیْرشهر،نوشهر،آق سرای،نیغده،قیصری، یوْزقات و مالاتیا(مه له ته نه) در آن دیار قرار گرفته اند

در مرز واله (vale) گرجستان بدون معطلی تشریفات گمرکی انجام یافت و اتوبوس برو،بدون نقص فنی راه آسفالته تفلیس را در پیش گرفت. در طول مسیر با هیچگونه زمین بایر و بیاض روبرو نشدیم.هرچه چشم کارمی کرد، کوهها،تپه ها،دره ها،گودالها و درختان جنگلی و سرسبز و خیره کننده جلب توجه می کردند.طرفین ،متراکم و مترادف از درختان پر برگ جنگلی بود.بیننده و تماشاگر با ذوق و طبیعت دوست چنین می پنداشت که حضرت خضر زنده شده و با گشت و گذار خویش و پهن کردن خرقه زمردینش،دشت و دمن و زمین و زمان کشور کوهستانی و بارانی گرجستان را که مابین سلسله کوههای بزرگ و کوچک قفقاز قرار گرفته،سبزپوش کرده است.

با پشت سرنهادن شهرهای آخالت سیخه،بوْرژومی،خاشوری،آگارا،کاره لی،قوْری، کاسپی،دزق وی،میتس خیتاد(mitsxita) و آدچالا،شب هنگام به شهر باستانی تفلیس رسیدیم.اتوبوس کاروان در خیابان ((آنجا پاریدزه ی یک))پارک کرد.از اینکه ماشین برای چند دقیقه در محل توقف ممنوع پارک کرده بود،سه نفرپلیس که یکی خانم بود،فورا سررسیدند و با راهنمائی مأمورین،ماشین به محل پارک مجاز هدایت شد،ناگفته نماند که برخورد پلیس ها خیلی مؤدبانه بود.

تمامی مسافران،اززن ومردوکودک در هتل ایلی یانی(iliani)که قبلا رزرو شده بود،جابجا شدیم.


تفلیس(Tbilisi)

پایتخت کشور گرجستان درتقاطع سلسله کوههای((تری آلئتی))و((کارتئلی) قرار گرفته و رود کوْر*(kora) از وسط شهر زیبای تفلیس می گذرد. این شهر

                         -------------------------------------

*بزرگترین نهر قفقازرود کوْر می باشد که بطول 1364کیلومتر از ییلاق های شهر قارص تراوش کرده و به دریای خزرمیریزد.شهرهای آرداهان(ترکیه)، بوْرژومی،قوْری،میتسخیتا،تبلیسی روستاوی(گرجستان)،     مینگه چئوپر،یئولاق، زرداب،صابرآباد،علی بایراملی،سالیان(آذربایجان) در ساحل کوْرقرارگرفته اند

بافت شهرزیبا و تاریخی تفلیس از طرف شرق وغرب،در دو سوی رود کوْر8 با پهنای500متر متغیروهفت پل آمد و شد،در یک فضای سبز و خیره کننده و آرام بخش گسترده شده است.

میدان مرکزی"تاوی سویلئبا"(لنین قبلی)وخیابان روستاوئلی که مرکز ثقل پایتخت بشمار می روند،در بخش جنوبی رودخانه قرار گرفته اند.

درسطح شهر:دانشگاه روستاوئلی،آکادمی علوم گرجستان(1320ش)،اوپرا وتئاترباله تفلیس(1231ش)،  تئاتر9روستاوئلی(1300ش)،فیلارمونی تفلیس 1350ش)،حصار10شهرتفلیس   (،تأسیسات تحقیقی،موزه های:مستنطرفه(1317ش)،ملی گرجستان،باستان شناسی،گالری و...،ساختمان های سنگی با رنگ آمیزی های گوناگون و تو دل برو،تندیسهای مشاهیر گرجی. بسان:روستاوئلی،مادر گرجستان،ژنرال باگرات(1765-1812م)،زن بازیگر تئاتر،دانشگاهیان در پارک اوْنیورسیته،آگاکی سئره تئلی(1811-1864م)، گالاکی اون اسیلی یئویچ(1892-1959م)،نمونه ای از یک ورزشکار و دهها مجسمه دیگر جلب توجه می کنند.دریغا که مجسمه روی قبر میرزا فتحعلی آخوندوف(1812شکی-10/03/1878م تفلیس)به جای نامعلومی انتقال داده شده است.

متروی پررونق(1345ش)که درب های اتوماتیکش بسان درهای خیالی و افسانه ای،در داستان شیرین((ملک محمد))بدون وقفه در حال باز و بسته شدن 

هستند،این اسب آهنی بدون خستگی مشغول جابجا کردن مسافران شهر ومهمانان خارجی است.

 

کلیساهای تاریخی:

سامئبا((کلیسای بزرگ))،سانتیور و دهها نیایشگاه دیگر، معماری ونماد ابنیه،پاکیزگی شهر،فرهنگ مطلوب جامعه،تمیز و ارزان پوشی بانوان و دختران،اسامی مشاهیر گرجی در تابلوهای خیابانی،ساختمان ریاست جمهوری،پارک باغ وحش،نورپردازی شبانه شهرو صدها زیبندگی دیگر،هر تماشاگر منصف را به تحسین وامی دارد.


گالری تزئینی مذهبی:

ساختمان گالری اوْرنامنت که مختص اشیا عتیقه و یادگاری مذهب ارتدکس می باشد،اغلب اجناس ویترین ها،از طلا،نقره ومینا ساخته شده اند.از آنجمله می توان به تصویر های گوناگون حضرت عیسی(ع)وحضرت مریم عذراء(panagia)دخترعمران،شمایل پارسایان مسیحی،کمربندهای زرین،تاج طلایی کشیش اعظم،نیم تاجهای منقش،موچ بندها،گل سینه ها،گردنبند ها،شطّه ها،سینه ریز ها،دکورهای دست ساز،چهارچوبه ای سه دری شمایلی،گوشواره ها،الواح مذهبی،سیخ موی زنانه و مانند آنها اشاره کرد.


موزه باستان شناسی:

در درون اتاقهای متعدد و سقف بلند((موزه گنجینه))تندیس کیسه کش حمام، مشتری ومشت مالی مرسوم در سده های گذشته،الواح،عکسهاونوشته های قاب گرفته شده،تأسیس راه آهن گرجستان(90-1889م)،لکوموتیو(ماشین بخار)ذغال سنگی،ریلهای آهن همچنین صحنه های نبرد خونین با ارتش شوروی(سابق)در بین سالهای1320-1300خورشیدی،انواع مسلسلهای چرخ دار،تفنگهای گوناگون(دایان دوْلدوردوم)،کیف های آویز،تن پوشهای گوناگون ارتشی،زین اسبان،درب مستحکم زندان(زنده دان)،نقشه های متعدد،عکسهای تکی و دسته جمعی کشته شدگان در میادین جنگ،تاریکخانه های ظهور فیلم،شعارهای(شوروی را نمی خواهیم)وصدها آثار تاریخی و اشیاءقدیمی جلب توجه می کنند.

با اینهمه زیبائی و برازندگی مادی و معنوی یاد شده در بالا،طراحان پشت پرده ای سنگدل،تضاد طبقاتی شدید را به ملت کهن گرجستان نیز،عمداً تحمیل کرده اند تا منافع سرشارشان از طریق فروش اسلحه،موبایل و ترویج مصرف گرایی خدشه دار نشود:چنانچه از روی فقر و درماندگی،زنی جوان در وسط پیاده رو خیابان ((روستاوئلی)) روی صندلی تاشوی پارچه ای نشسته،بچه خردسالی دربغل و لیوان پلاستیکی در دست مشغول دریوزگی بود.چندصد متر آن طرف تر،زنی نا پیدا بچه خردسالی را در وسط پیاده رو به درازا در روی پتو خوابانده و خود از انظار رهگذران پنهان شده بود.برخی از رهگذران رحمدل چند سکه ((لاری)) به روی پتوی بچه می انداختند. در اغلب خیابانهای مرکزی تفلیس، گدایان مسن و جوان با قیافه های آرام و ناهمگون مشغول در یوزگی بودند،از وضع موجود چنین استنباط می شود که وضع اقتصادی قشر پائین جامعه رضایت بخش نیست.

معجز شبستری در آثار منظوم و ماندگار خویش نامی از شهر تفلیس برده و چنین سروده است:

من گلنده یازیدی                 ***********                 خرج راهیم آزیدی

قدم قویدوم "باطوم"ا            ***********                 لعنت گلسین ذاتیما

ساتدیم تومان،دونی              ***********         یوخ اولدی ایشین سونی

آلدیم بش-اون اسکناس         ***********           دیدئم یا حضرت عباس

سوار اولدوم ماشینا             ***********                 گلدیم تفلیس باشینا

          ...21تیرماه1285

پس از پایان جنگ جهانی اول (1293-1297ش)راه استانبول از سوی متفقین مسدود شده بود،از این که اقتصاد اغلب خانواده های شبستر،متکی به وجه ارسالی(برات)غربتکشان خویش از شهر افسانه ای استانبول بودند. لذا شاعر

دلسوز و انساندوست روزهای تنگدستی و بیکاری آن سالها را چنین به نظم کشیده است:

نه((تفلیس))هه سفروار،نه شهر استانبولا

                                               نه وطنده چوره گی،گئتسین هارا گونئیلی؟

روز شنبه 18/4/1390ش(9 تموز 2011م)پس از دو شبانه روز اقامت گذرا در شهر تاریخی و زمردین تفلیس،ساعت11صبح هتل((ایلی یانی))را ترک و اتوبوس کاروان به مقصد شهر "باطوم"به سوی غرب گرجستان که به سواحل دریای سیاه منتهی می شود،حرکت کرد.در خیابان "مئلی کیشویلی"بانوی مؤدبی با تکان دادن دست و لبخند نمکین مارا مورد لطف قرار داده و بدرقه می نمود،ما هم متقابلا آن بانوی خوش برخورد را به عنوان نماینده غیابی 1279000 نفر جمعیت تفلیس به شمار آورده و دست تکان می دادیم.

مسافران شادمان از فضای سرسبز و خوشنود از فرهنگ مردم،خیابانهای پاکیزه،ماشین های لوکس(در کنار فقر پنهانی)،ساختمان های سنگی و نوبنیاد،تپه های سبزپوش،درختان انبوه،تندیسهای مشاهیر گرجی را پشت سر نهاده و از شمال رود کوْردر حال حرکت بودند،پس از دقایقی شهر خاطره انگیز تفلیس از چشمها ناپدید گردید.

درمسیرراه آسفالته،تپه ها،ماهورها،کوههای کم ارتفاع،درختان پربرگ،زمینهای سبزپوش،        

که گاهی پرندگان جلوه گری می نمودند.نزدیک به نیمروز،درابتدای شهرک"بئب نیسی"(bebnisi)که در فاصله دو کیلومتری جاده آسفالته قراگرفته،در دامنه کلیسای کوچک و امامزاده (آرامگاه پارسا)محقرکه هردو به امان خدا رها شده اند،اتراق کرده و صبحانه دلچسبی راصرف کردیم.

در این منطقه،بخار جنگلها فضای بالای کوهها را کمی تیره رنگ نموده اند.

درمسیر جاده ها،پلیس راهنمایی و رانندگی مدام در حال گشت می باشد.

از این که کشور گرجستان در یک منطقه کوهستانی و بارندگی قرار گرفته،از این رو دامپروری بیش از کشاورزی اهمیت کسب کرده است.

در طول راه،برخی از آبادی ها به هم پیوسته و پراکنده،در درون جنگلها،در بالای تپه ها،درته دره ها و درکنار جاده ها ساخته شده اند،چشم انداز چنین خانه ها به منزله بهشت رو زمین بسیار تماشایی و دلبازند.

درمیانه راه تفلیس و باطوم،راه اسفالته تا حدی هموار و مستقیم است،با توجه به این که سراسر کشور مملو از جنگل طبیعی و زمین های سرسبز است،با این حال دولت مدبر و دوراندیش گرجستان جنگلهای مصنوعی را توسعه و گسترش می دهد.

راه برگشت کاروان در شهر"خاشوری"به پایان رسید،پس از شهر یادشده، شهرها و روستاهای متعددی را پشت سر نهاده و شبانگاه به پارک بین راهی "چیچینا تئلا"که در نزدیکی شهر "کوْبولئتی"قرارگرفته،واردشدیم. پارک تازه تاسیس و گسترده واقعاً جالب و تماشائی است،به ویژه دایناسورهای پلاستیکی متحرک بیشتر جلب توجه می کردند.شام در کنار پارک صرف شد، سپس ساعت10شب،اتوبوس به سوی شهر باطوم حرکت کرد.شب هنگام سایه درختان کنار جاده به روی آسفالت افتاده بود و اشکال گوناگون سایه ها،چشم انداز جالب و رویائی را در ضمیر انسان ترسیم می نمودند.پاسی از شب گذشته ،((کاروان یاشیل میشو))به شهر و بندر تاریخی باطوم رسید،همگی در هتل"آقو آروس"که قبلا رزرو شده بود جابجا شدیم و سپس به پارک 6مای روانه شده در کنار دریاچه پارک دقایقی چند آرمیده و پس از هواخوری کوتاه به هتل برگشتیم

باطوم(باطومی)  (1262ش)

شهر و بندریست تاریخی که به نام خودگردان(آجارا-adjara)در منتهی الیه    راه آهن سرتاسری قفقاز همچنین در ساحل دریای سیاه قرار گرفته است.تاریخ بنایش به اواسط قرون وسطی می رسد.درسطح شهر:ساختمان های پارلمان(مجلس)،دانشگاه کنسرواتوار،انستیتو(انجمن علمی و ادبی)،پلی تکنیک(فنی و حرفه ای)،تربیت معلم،تئاتر،موزه باستان شناسی،سیرک،سالن هنر نقاشی،موزه استالین(متروک)،کلیسای ماریا،مسجد مسلمین،همچنین مجسمه پوسیدون،مدیا(اسطوره ای)،پالایشگاه نفت باکو(1286ش)،کارخانه های کشتی سازی،تولید دینام،سرب روکش دار،مبل سازی قرار گرفت اند.جمعیت شهر بالغ بر136هزار نفر می باشد(1368ش)در شهر باطوم ترافیک وسائط نقلیه مفهوم پیدا نمی کند.قیمت بلیط مینی بوس معادل 350تومان می باشد.آسفالت برخی از خیابانهای شهر چنگی به دل نمی زنند و خانه های حومه شهر نابسامان بوده و برخی از خانواده ها گاو نگه می دارند.با این همه نا رسایی ساختمان های تاریخی و یادگاری که از زمان رژیم سوسیالیتی به جا مانده اند و همچنین ابنیه نوبنیاد شیک وسنگی توجه هر بیننده را به سوی خود جلب می کند

تئاتر درام باطوم:

ساختمان مستطیل و آبرومند تئاتردرمیدان بزرگ،واقع درکنارخیابان روستاوئلی قرار گرفته و نورپردازی شبانه اش بسیار رویائی می نماید.

 

 

موزه هنر نقاشی:

در این موزه دو طبقه،نقاشی های متعددی به معرض نمایش گزارده شده است، جای خوشبختی است که نقاشی گاو ماده ای که از قلم موی"نیکوپیرعثمان" تراوش یافته،شهرت جهانی کسب کرده است.


موزه استالین:

بنا به سیاست موجود کشور گرجستان،موزه ژوزف(یوسف)جوگاشویلی (1258قوری-1332ش.مسکو)واقع در خیابان پوشکین باطوم،متروک و به امامن خدا رها شده است.


مجسمه پوسیدون:

تندیس تمام قد پوسیدون با در دست داشتن نیزه سه شاخ مشهورش،در میدانی بزرگ در کنار خیابان روستاوئلی،در بالای سکوی بلند و چهار گوشه ی سنگی سرپا ایستاده ،مثل اینکه افق دریاهای بیکران را می نگرد.در سطح پایینی پاهایش آب های فواره ای از دهان ماهیان سنگی جاری شده و به درون    گودال های سنگی چهارسوی مجسمه می ریزند.شگفتا که نورپردازی مجسمه پوسیدون در دل شب بسیار تماشایی و خیال انگیز می باشد.


پوسیدون مرمرین:

پوسیدون(135ق.م)به معنی سرور جهان می باشد،وی فرزند کرونوس و رئیا وهم چنین برادر زئوس وهادئس به شمار می رود،پوسیدون یکی از خدایان المپ وحامی دریاها و اسب سواران و ارابه رانان بوده که با بدن ورزیده،ریش پرپشت و پوشش پارچه ای کمر به پایین،نیزه دسته بلند سه شاخ را در دست راست گرفته است. از فرم نیزه چنین استنباط می شود که درازمنه قدیم،این ابزار برای شکار ماهیان بزرگ دریا کاربرد داشته است.

در حال حاضر مجسمه مرمرین پوسیدون(ق2ق.م)که در جزیره"مئلوس "یونان پیدا شده است،در موزه باستان شناسی ملی آتن نگهداری می شود.


مدیا(medeya):

نمونه و سمبل مجسمه زن افسونگر یونانی و دختر"ائتین"پادشاه"کوْلخیدا"است که به طور سرپا،در وسط میدانی،در سر ستونی بلند نصب شده است و در دست راستش تصویر گاوی را به طور واژگون بشکل سنگک تا شده نگه داشته است.

این زن جادوگر و سحرباز،برای یافتن پشم طلایی به "یاسون"یاری نموده و با وی به یونان رفته است،شخصیت وی در ادبیات و موسیقی نیز جای پا پیدا کرده است.

بازار تره بار باطوم:

این بازار به نام"پاراخی"نامیده شده و دارای غرفه های جداگانه سبزی فروشی،میوه فروشی،مواد غذایی و ترشیجات می باشد.

اقلام:هندوانه درشت و پوست کلفت،گوجه،هلو،آلوی زرد و سیاه،پیاز،جعفری ،گیلاس،فلفل سبز،سیر،بادنجان(بادنگان)سیاه،ترشیجات و سگ انگور(solanum)"قوش اوزومو"مانند ایران مطلوب می باشند ولی گلابی،خیار سبز و چنبر،لوبیا سبز،چنگی به دل نمی زدند.امروز به علت بارندگی هوا،دادوستد در میدان تره بار باطوم کم رونق بود.در این بازار نه چندان گسترده،اغلب فروشندگان را زنان غیرتمند گرجی تشکیل می دهند. روز دوشنبه20/4/1390ش(11تموز2011م)پس از دو شب آرمیدن در هتل"آقو آروس"باطوم،هنگامی که انوار خورشید حیات بخش منطقه را روشن کرده بود،به سوی کشور ترکیه روانه شدیم.دربین راه،نزدیک به مرز گرجستان و ترکیه،اتوبوس کاروان جهت رفع نیاز طبیعی دقایقی درنگ کرد.در سمت چپ جاده،در درون گودال کم عمق،در کنار آبشار ضعیف کوهستانی،در دل دیوار سنگی،تندیس برنزی دونفره نصب شده بود.گرچه کتیبه انگلیسی به طور گسیخته گسیخته خوانده شد ولی شناسایی هیکل مذکور مفهوم نشد.

هنگام نیمروز از سالن آراسته و پاکیزه مرز"سارپی"گرجستان گذشته و بدون معطلی،در عرض چند دقیقه وارد مرز"سارپ"ترکیه شدیم.بدین سان نمای کلیساهای بین راهی را پشت سر نهاده و تماشاگر نمای مناره های مساجد اسلامی شدیم.

دراین منطقه،دریای سیاه درسمت راست قرار گرفته و ساحل مانند سرزمین گرجستان سبزپوش می باشد،جنگل های کوهستانی بسیار تماشائی و خیره کننده هستند.

تا شهر تاریخی طرابزون،شهر ها و شهرک های ساحلی((هوپا))،((آرهادی))، ((فیندیقلی،بازار،ریزه))،((دره بازاری))،((الی دره))،((اوف  ((سورمه نه،آراکلی ،آرسین))و((یومرا))را در پیش رو داشتیم.

ساعت یازده صبحانه گروهی در کنار جاده شهر آرهادی صرف شد.


آرهادی:

شهرستان آرهادی وابسته به استان "آرتوین"در منطقه کوهستانی و جنگلی،هم چنین در کنار راه ساحلی دریای سیاه بامساحت314کیلومتر مربع و جمعیت 048/10نفری قرار گرفته ودارای کارخانه چای خشک کنی است.

تولیداتش عبارت از چای سبز،فندق،میوه سر درختی،بلال و به مقدار کم جو و گندم می باشد.در روز روشن آن هم در فصل تابستان پیمودن بخشی از ساحل شرقی دریای سیاه،به راستی تماشایی و خاطره انگیز می باشد.

طبق برنامه قبلی کاروان قرار بود که چند نفر از کوهنوردان به قله کوه کاچکار واقع در40کیلومتری شهر((بازار))صعود کنند ولی به انگیزه ضیق وقت و صلاحدید گرداننده کاروان و کوهنوردان کارآزموده و با سابقه از این برنامه صرف نظر شد.

کوه کاچکار:

این کوه نامی با ارتفاع3932متر بلندترین کوه سلسله کوههای دریای سیاه در بخش شرقی می باشدکه در 40کیلومتری جنوب شرقی شهر"بازار"قرار گرفته و قله اش در درون مرزهای استان "آرتوین"قرار دارد.بنا به تشخیص باستان شناسان،عمر کوه بیش از چند میلیون سال می باشد.

کوه کاچکار دارای 13تالاب سر قطعه وادی کوه یخی و همچنین جنگلهای انبوه ،چمنزارهای مصفا،درختان صنوبر،کاج و قیزیل آغاج می باشد.

روستائیان اطراف گوسفندان خویش را در همین جا می چرانند.

کوه یادشده با آنهمه زیبایی های طبیعی اش روح کوهنوردان را نوازش داده و ماهی استخرهایش رانیز به آنها ارزانی می دارد.

اتوبوس کاروان شهرهای یادشده قبلی را همچنان مرکز طرابزون را پشت سر نهاده و به مقصد پانسیون لاله واقع در آقچه قلعه(20کیلومتری مرکز)راه غربی ساحل را می پیمود.فاصله بین مرزسارپ تا پانسیون مذکور در حدود 200کیلومتر می باشد.در طول راه،چشم انداز تونلهای طویل و روشن، تابلوهای رنگین اخطار(تابع مقررات باشید)،ساختمان های رنگارنگ چندین طبقه با شیروانی های سفال قرمز و فضای سبزپوش منطقه بسان مینوی روی زمین جلوه گری می نمودند.

 

 

نگارنده این سطور

درمدت 62سال،بیش ازده بار به شهر افسانه ای استانبول(ایسیتین پولین-بسوی شهر)سفر کرده و زیبایی های طبیعی اش را از قبیل، شبه جزیره ثلاثه،خلیج شاه زرین،جزایر نه گانه پرنس،سواحل بسفر واژه،جنگلهای بلگراد،تپه های چاملیجا ،گودالهای متعدد،هفت تپه مشهور(ابتا-لافوس)شهر را از نزدیک مشاهده و از تماشایش لذت معنوی برده ام.واز دوران جوانی در ته دلم آرزو داشتم که ای کاش گشت و گذار در سواحل دریای سیاه نصیبم می شد.درحال حاضر از شرایط زمان و مکان سپاسگزارم که دیدار بخشی از سواحل دریای سیاه را نصیبم نمود.

دردل شبی مه آلود که نم نم باران درسطح آب های صاف . نیلگون دریای سیاه امواج خوشایند ایجاد می کرد و نور چراغ های جاده"سامسون"،خانه های ساحلی و قایق های موتوری متوقف سوسو زده و فضای محل را رویایی و شاعرانه می نمودند،وارد پانسیون لاله شدیم.


طرابزون(-trapezusمستطیل):

ازشهرهای قدیمی و تجاری بندری می باشد که در اواسط قرن 7ق.م از سوی))میله توس((ها ساخته شد،در ادوار مختلف تحت حاکمیت پادشاهی پونت ،روم،ایران،اسکندر مقدونی،قرار گرفته و از قرن 5م به بعد با بیزانس متحد گردید.

در سال1204م خاندان))کومننوس((با یاری))تامارا((شهبانوی گرجستان، امپراطوری طرابزون را به وجود آوردند و در سال1243جزیه ده مغولها شدند.

اوزون حسن پادشاه مقتدر آق قویونلو با((دسپینا))(despinis-دختر جوان)خاتون مسیحی ازدواج کرد وبا این خویشاوندی روابط تجاری کشورش را با طرابزون گسترش داد. در آن سده ها جمعیت طرابزون را یونانیان،گرجیان و ارمنیان تشکیل می دادند و تولیداتشان عبارتند از گندم و انگور بود،تجارت آنان با کشورهای ساحل دریای سیاه و قفقاز نروپوتامیا(بین النهرین عراق)رونق به سزایی داشت.

در تاریخ 15آگوست1461م امپراتوری طرابزون از سوی سلطان محمد فاتح گشوده شد و مدتها ولیعهد نشین بود،شاهزادگان در این شهر مصفا آموزش دیده و سپس به پادشاهی عثمانی می رسیدند.

این شهر پر آوازه از سال 1247خورشیدی دارای اداره شهرداری است،دریغا که در سال1295خورشیدی،مدتی تحت اشغال روسها قرار گرفت.

طرابزون کنونی با اراضی کم عرض و مساحت 4685کیلومترمربع و جمعیت؟درنوار ساحلی،بخش شرقی دریای سیاه قرار گرفته و از شرق با ((ریزه))،ازجنوب شرقی با((بایبورت))،از جنوب با((گوموشخانه))،ازغرب با استان((گیره سون))و از شمال بادریای سیاه محدود می باشد.شهر مذکور باچشم انداز های طبیعی و افسونگر،در یک منطقه کوهستانی و ماهور سرسبز قرار گرفته و دارای کارخانه های کشتی سازی،سیمان،دانشگاه،فرودگاه،موزه های: طرابزون(( ایاصوفیه11 ))(hagiasofia)،آتاتورک کوشکی،مساجد متعدد،قلعه باستانی،تندیس فلزی سلطان سلیمان قانونی،پشته ی زمردین((بوز تپه))،     ((داش خان))(ساختمان سنگی)وجاهای دیدنی زیادی است.دریغا که چنین شهری دارای صنایع سنگی نیست.

تولیدات استان عبارت از کشاورزی،ماهیگیری،جنگلداری،چایکاری،        سیب زمینی،فندق،بلال و میوه درختی شبیه هلو به نام"قارا خورما"یا "یهودی خورماسی"وحلوای شکری است.

کشتی غولپیکر(feribot)که حامل انسان و خودرو می باشد هفته ای یکبار بین شهرهای طرابزون واستانبول رفت و آمد می کند.

 

معجز نامیرا در متن شعر((بوشلا گئده))درباره طرابزون سده پیش چنین سروده است:

طرابزون یولی یکپاره داغدی-داشدی،دره،گلنده روسیه دن گل،اوْیانی بوشلا گئده

                                                                               شیدا ص204

روز سه شنبه 21/4/1390ش(13تموز2011م)بامدادان اغلب مسافران در نظرداشتند که با ماشین کاروان به گشت و گذار درمرکز شهر بروند.نگارنده این سطور به تنهایی از ایستگاه((آقچه قلعه))در روبرو پانسیون((لاله))سوار مینی بوس شده و با پرداخت معادل 1750تومان،ازحومه به مرکز شهر روانه شدم.قبل از هر اقدامی به مرکزفرهنگی جهانگردی مراجعه نقشه و جزوه شناسایی شهر را تهیه کردم.

خیابانهای سربالایی و سرازیری طرابزون اغلب سنگفرش قالبی هستند،عمر مفید چنین خیابانها به صدها سال می رسد.فهرست یادداشتهای ضروری رامرور کرده و متوجه شدم که قرار است،بنا به سفارش دوست ادب پرورم آقای رضا همراز،در شهر یادشده((دکتر ارن اوزون))نامی را بدون در دست داشتن آدرس وتلفن جستجو وپیدا کنم.

هنگام قدم زدن در محله ی جمهوریت وارد"انتشارات طرابزون"شده و کتابهای ((کستانه قاراسی))و((تورک دیلینده یونان سوزلری))را جویا شده و نام دکتر ارن اوزون را بر زبان آوردم.بر حسب حسن تصادف،وی را می شناختند ولی کتابهای مذکور را نداشتند،با نهایت لطف و مهمان نوازی وسیله تلفن دکتر را پیدا کرده و به مغازه انتشارات دعوت نمودند.پس از چند دقیقه با نامبرده مشتاقانه دیدار و قرار شد فردا با هم به جاهای دیدنی شهر برویم.با تشکر و خداحافظی از مسئول انتشارات،چند خیابان آنطرف تر،با همسرم آقای احمد سلیمی فرد12(نویسنده)روبرو شده و پس از دقایقی،در رستوران حرّان(مرد بسیار تشنه)ناهار را باهم صرف کردیم،هنگام تسویه حساب وجه،وی پیشدستی کرده و گفت:چون چند سال پیش در ساحل((بسفر))استانبول مرا به ناهار مهمان کرده بودی لذا من هم،اکنون تورا به غذای ماهی مهمان می کنم.به هر حال هر دو خندیدم آنگاه وی به سوی ماشین پارک شده در ساحل روانه شد تا بیاساید.

در ایستگاه ویژه به یکی از مینی بوس های"بوز تپه"سوار شده و با پرداخت معادل 2100تومان به محل پارک کم عرض و طویل که در یکی از بلندترین نقطه شهر قرار گرفته،روانه شدم،این مکان مینووش مشرف به ساختار شهر و دریای سیاه قرار گرفته،چایخانه های متعدد روباز را در دل خویش جای داده است در این محل مصفا،چشم انداز تجمع خانواده های بومی و گردشگران خارجی،همچنین چیده شدن سماورهای سیمین،استکان ها و قندان های بلورین بر روی میزها،بسیار تماشائی و شاعرانه است.انسان هنگام نوشیدن چای محصول شهر"ریزه"چنان می پندارد که ساختار شهر و آبهای دریا را در ید قدرتش گرفته است.

ناگفته نماند که آواز پرندگان،وزش نسیم ملایم و تکان خوردن برگ درختان جنگلی وصدای نمکین و میمیک دست و صورت کودکان،جلوه خاص و دوست داشتنی به پارک می دادند.

هنگام غروب به ساحل رفته و تندیس نیم تنه فلزی و فرمانروای بزرگ ترک به نام سلطان سلیمان قانونی(1495طرابزون-1566م زیقتوار(شهید))راتماشا کرده و در دل خویش می گفتم:قانون ازلی و ابدی و یا((اولی یوْخ،اولی بی ابتدا،آخری یوْخ،آخری بی انتها))؟بدون شناسایی و تبعیض بین شاه و گدا،موجودات فرسوده را به دیار بی برگشت روانه کرده و نسل نوین و تازه نفس را در آغوش گرم و پر مهر خویش می پروراند.

کلیسای ایاصوفیه :

کلیسای مذکور با زیربنای شبیه صلیب یونانی و سه مدخل در محله          ((فاتح ))طرابزون قرار گرفته است.این نیایشگاه مسیحی ارتدکس در بین سالهای   63-1238م از طرف مانوئل کومننوس اول ساخته شد وپس از فتح شهر از سوی ترکان،به مسجد تبدیل گردیده،درسال(62-1958م)تعمیر اساسی شده و از سال1964م به موزه تبدیل و برای بازدید مردم گشایش یافته است.کلیسا از معماری سالهای واپسین بیزانس برخوردار می باشد.

در کنار معبد،قلعه چهار پهلو در سال1427م احداث و ضمیمه کلیسا گردیده است.در حال حاضر در حیاط گسترده،سنگهای قبور عثمانی،صلیب صیقلی بر روی مرمر سفید(1304م)،کتیبه"خاتونیه مکتبی"(1317ه.ق)،کتیبه های متعدد سنگی راجع به چشمه های دیواری طرابزون،آرم مه واختر ترکان نقره شده بر روی سنگ که دارای ستاره 8 پر می باشد.تابلوی سنگی ساختمان گمرک و قبور متعدد راجع به خانواده سلطان سلیمان قانونی ،از آن جمله قمر سلطان (1503م)در فضای آزاد نگهداری می شوند.

قصر آتاتورک(Ataturk kosku) :

یکی از ثروتمندان یونانی تبار به نام"کنستانتین کابایانیدیس"در سال1269 خورشیدی،اقدام به احداث قصر شخصی در محله((سوْیوق سو))می نماید.در تاریخ1302ش،پس ازمبادله اتباع دو کشور ترکیه و یونان،قصر بی صاحب با عرصه گسترده و سرسبزش جزو اموال دولت بشمار می آید.در تاریخ1302ش،مصطفی کمال(آتاتورک)رئیس جمهور کشور،سفری به طرابزون کرده و هنگام بازدید از درون قصر،از ساختار چنین اثر نفیس خیلی خوشش می آید. بنابراین در تاریخ 1310ش،ازسوی استانداروقت به عنوان ارمغان مردم طرابزون به ایشان اهدا می گردد.پس ازفقدان آتاتورک(1317ش) به عنوان ارثیه به خواهرش مقبوله می رسد.تا اینکه در تاریخ 1322ش از

 سوی شهرداری طرابزون خریداری و به موزه تبدیل و جهت بازدید مردم گشایش می یابد.

درمدخل ساختمان اتاقهای استراحت،غذاخوری و مهمانی قرار دارند.در طبقه اول اتاق خواب و همچنین اتاق معاون ومحافظ به چشم می خورند.درطبقه دوم،یک سالن،دوباب اتاق بزرگ،یکی برای خواب ودیگری برای گردهایی قرار گرفته اند.طبقه سوم انباری و زیرزمین تاسیساتی است.دو بالکن مستطیل شمالی و شرقی ساختمان جهت تماشای اطراف بسیار زیبنده و دلگشا هستند.

*هنر بیان اندیشه به وسیله حرکات دست و صورت

داش خان(ساختمان سنگی) یا مرکزسنگهای براق اوْلتو(کهربای سیاه):

بنای تاریخی دو طبقه است که به شکل چهارگوش از جنس سنگ قالبی بزرگ ساخته شده و در محله((چهارسوق))قرار گرفته است.در مغازه های متعدد و به هم پیوسته انواع و اقسام زینت آلات بانوان را از سنگهای معدنی سیاه و زمرد تولید ودر معرض فروش قرار داده اند.دریغا که کالاهای عرضه شده فاقد فاکتور فروش هستند.

((کتاب دده قورقود))(ق12-11م)قدیمی ترین نوشته ادبیات شفاهی مردم آذربایجان است که12داستان طایفه اوغوز را شامل می شود.

یکی از آن قصه ها به نام سرگذشت عشقی و قهرمانی((قانتورالی))است که در درون قلعه باستانی طرابزون جان گرفته است.

((قانلی قوجا))برای یافتن همسری لایق به پسرش((قانتورالی))دیار اوغوز درونی و بیرونی رازیر پا گذاشت ولی دختر لایقی در شان پسرش پیدا نکرد تا اینکه با دوست ریش سفید کرده اش،به دیار کفریعنی طرابزون روانه گردید،درآن سرزمین از دختر زیباروی و زردپوش حکمران بنام((سالجان خاتون))سراغ گرفت ،شگفتا که پدر شرط ازدواج دخترش را چنین مقرر داشته بود:هر دلاوری که بتواند گاو نر،شیر درنده و شتر تندرو،پرورده قصر را زمین زده و سر ببرد، دختر از آن وی خواهد بود.((قانلی قوجا))به دیار اوغوز برگشته و پسرش را از موضوع آگاه ساخت.قانتورالی به همراه 40دلاور عازم طرابزون شد،حکمران از آنان استقبال نمود و پذیرایی لازم را بعمل آورد.                  

قانتورالی در میدان مبارزه حاضر شد وبا دست و پنجه نرم کردن و سربریدن سرحیوان قوی جثه و نیرومند،دختره را ازآن خود نمود.سالجان خاتون که ازکلاه فرنگی عمارت نظاره گر نبرد بود،نه یک دل بلکه صد دل عاشق قانتورالی شد.دلاور اوغوز پس از پیروزی از پدر و مادر سالجان خاتون خداحافظی کرده و به همراه همسر و دلاورانش روانه دیار اوغوز شد.پدر و مادر قانتورالی با استقبال گرم از آنان،هفت شبانه روز جشن عروسی و شادی برپا داشتند.

پایان سخن اینکه شهرباستانی طرابزون ملقب به شهر زمردی دریای سیاه:در مسیر راه ابریشم و مابین اروپا و آسیا قرار گرفته و پل ارتباطی کشورهای قفقاز و آسیای میانه است.درطول تاریخ سلطان سلیمان قانونی تا15سالگی در این شهرزیسته و یاوز سلطان سلیم22سال استانداری طرابزون رابعهده داشته و جهانگردان مشهور مانند مارکوپولو و اولیاء چلپی،این شهر شهزاده پرور را به نیکی ستوده اند.

((دیر سومئلا))(sumelamanastiri)یا تابلوی نقاشی طبیعت.

ازاینکه در افواه مردم کوچه و بازار این مرز و بوم،جمله:"سومئلانی گورمه ین آدام،سانکی طرابزونی گورمه میشدیر"(کسی که سومئلا راندیده باشد،مثل اینکه طرابزون را ندیده است.)افراد کاروان را به اشتیاق آورد که از آنجا هم دیدن نمایند.لذا ساعت4بعدازظهر،اتوبوس کاروان در مسیر جاده48کیلومتری جنوبی طرابزون بسوی سومئلا روانه شد.درطول راه درختان جنگلی تنومند در دوطرف جاده آسفالته صف کشیده و کوهها و گودالها را خرقه ی سبز طبیعت مستور کرده بود.ماشین پس از پشت سر گذاشتن شهرک((ماچقا))بسوی جنوب شرقی پیچید،دقایقی بعد در جلو کافه های چایی روباز و فروشگاههای کادویی که درکنار رود خروشان قرار گرفته اند،پارک کرد،همگی با مینی بوسهای کوچک،راه فرعی مارپیچ سه کیلومتری آسفالته را درنوردیده و پس از 300مترپیاده روی درمسیر سربالایی پردرخت و سنگستان پر فراز و نشیب و گاهی دارای ریشه درختان جنگلی که مانند مارهای نازک و کلفت بهمدیگر تداخل پیدا کرده بودند،دریک فضای مه آلود و رویایی به ورودی سومئلا رسیدیم.

دیر سومئلا با نام دیگرش صومعه حضرت مریم در دامنه کوه بلند و عظیمی به نام((قارانلیق داغ))بشکل تورفتگی قرار گرفته و یکی از امکنه مقدس ارتدکسها بشمار می رود.برخی از مؤمنان مسیحی باور دارند که تصویر((روی چوب)) حضرت مریم را که لوقای مقدس کشیده یود،تا سال1303خورشیدی بطور پنهانی در همین غرلتگاه نگهداری می نمودند.

بنابه روایت افسانه ای،گویا در سال385میلادی دونفر کشیش از شهر باستانی آتن به این محل آمده و دیر را احداث کرده اند.

دراواسط قرن14م.در دوران حکمرانی پونتوس((آلکسیوس کومننوس سوم))اتاق های کشیشان را ساخته و مجتمع را گسترده ترنموده و وضع کنونی را به وجود آورده است.

پس از اینکه در سال1461م.منطقه به دست ترکان عثمانی افتاد،دیراز سوی پادشاهان عثمانی تحت مراقبت قرارگرفت.

درسال1302خورشیدی که مبادله اتباع یونانی و ترک انجام یافت،پس از مهاجرت یونانیان آناطولی،سومئلا نیز متروک ماند.فقط در سال1351ش.با گماشتن یک نفر سرایدار از سوی وزارت فرهنگ و گردشگری،بطور رسمی تحت محافظت دولت جمهوری ترکیه قرار گرفت.

این اثر تاریخی،درطول زمان با تخریب طبیعت،انسان و آتشسوزی(1309 ش) روبرو شده است،هنوزهم از تعمیرات اساسی برخوردار نیست.

سنگ تراشان ماهر یونانی تا درب اصلی دیر،64پله سنگی را از خود صخره تراشیده و به سکوی گسترده وصل کرده اند.

ازسوی چپ(غرب)پله ها لوله کشی آب امتداد پیداکرده ودرطرف راست(شرق) پرتگاه بزرگ و هولناک تماشاگر را به شگفتی و دهشت وا می دارد.

کلیسای بزرگ (مانندغار) که درحدود400مترزمین سنگی رادربرگرفته دارای کتیبه به زبان یونانی ونمای خوشایند ونقشهای گوناگون دیواری است.

سومئلادربین قرون 13-19م.عصرطلایی اش راسپری نموده است.

هنگامی که انسان دربلندای کوه عظیم صخره ای سومئلا محوتماشای فضای  مه آلود سرسبزوپرتگاه ژرف می شودوعظمت والای زحمت دست انسان را بطورشفاف مشاهده مینمایدزندگی مادی ومصرف گرایی وچشم وهم چشمی رابفراموشی سپرده وخودش رادریک مکان مینووش وافسون کننده می پندارد.

پس ازبازگشت از دیرسومئلابرخی ازمسافران ازفروشگاه زنجیره ای بین راهی خریدکردندوشام دریکی ازغذاخوری های کنارجاده صرف شد.

دریک شب مهتابی همگی شادمان ومسرور وباداشتن کولهءبارمعنوی اززیبایی های طبیعی وتصاویردرون کلیسای صومعهء حضرت مریم بسوی ارضروم همان شهرسردسیری که حضورکوراوغلی(روشن)وهمراهانش راگرامی داشته بود روانه شدیم.

پس ازپشت سر نهادن شهرهاوآبادی های متعدد سپیده دم روزپنجشنبه 23/04/1390ش (14تموز2011م) اتوبوس درنزدیکی های دانشگاه آتاتورک درفضای بازدرجنب فروشگاه زنجیره ای اوزدمیر توقف پس ازیک ساعت هواخوری ماشین مجدداحرکت وپس ازپشت سرنهادن دانشگاه ارضروم (1336ش) وپارک وسیع عزیزیه درنزدیکی ایستگاه راه آهن توقف وصبحانه کره وعسل درپارک محسن یازیچی اوغلی (1954-2009م) صرف شد.

 

 

ارضروم تاریخی:

استان ارضروم دارای مساحت25066کیلومترمربع باشهرهای ریزه.ارتوین. آرداهان.قارض.آعرنی.موش.بین گول.ارزنجان وبایبورت محدودمی باشد.

ازنظرقدمت تاریخی دارای عمرشش هزارساله است.

درمنابع هیتیت،این دیاربنام کشور"آززی هایاشا" azzi-hayasa))قیدشده است.

بعدا همین منطقه به نام دیاوئهی (diavehi) نامیده شد. نام شهرقبلا با اسامی کارنونی،کارین وکارینتیس نامیده می شد.درقرن پنجم میلادی شهرنوین به نام((ثئودوسیو پولیس))(شهر خداداد)نامیده شد.درقرن11م شهر تجارت آزاد به نام آرزنی (arzeni) به اشغال ترکمنها درآمد وپناهندگان آرزنی به شهر ثئودوسیوپولیس آمده ،گویا نام شهررا ارزنی روم.آرزی روم وارزروم نامیدند وبه مرورزمان نام شهربه ارضروم تبدیل گردید.

همین شهرتا سال 1830 میلادی درمیان حصارقرارگرفته بود. تاسیس شهرداری 1224 ش وجمعیت 391/ 242نفرمی باشد.


ارضروم کنونی:

شهرارضروم رابلوارکمربندی بسان نگین انگشتری درمیان گرفته است.خیابان مرکزی وپررفت وآمدآن را جمهوریت جاده سی می نامند.

اغلب آثارتاریخی دردوسوی خیابان یادشده ویا کمی دورترقرارگرفته اند ازآن جمله میتوان از:جفته مناره لی مدرسه (ق13م که دارای حیاط وسیع ساختمان دوطبقه به ابعاد 46×35مترمی باشد.)اولو جامع (مسجد بزرگ1179م ). لالاپاشاجامعی(مسجدسرمربی) اولین مسجدعثمانیان درارضروم.مسجدمراد پاشا. خانه اتاتورک.کلیسای اوشوانگ اثری ازماگیستراس باگراد(973-963م) کلیسای هاهو(مسجد سنگی بعدی) ازسوی داودسوم (1001-976م) احداث شده است. کاروانسری رستم پاشا(1561م)سه گنبدتاریخی همچنین ازموزه های راه آهن . مدرسه ی یاقوتیه و قلعه ی باستانی ارضروم نام برد.

جایگاهی به نام تبریزقاپیسی که دردل شهرارضروم قرارگرفته یادبودی ازایستگاه مبدامسافرت طاقت فرسای سده های گذشته رادرذهن انسان تداعی نموده وبرای هرآذربایجانی دیدن تابلوی ایستگاه اتوبوس ((تبریز قاپیسی)) در خارج از کشورغرورآفرین می باشد.


موزه ی راه آهن:

مجتمع ساختمانی ایستگاه راه آهن ارضروم درسال 1315 خورشیدی ساخته شده وموزه اش درسال1318ش.گشایش ودراختیاربازدیدمردم قرارگرفته است.

فرصت خوبی پیش آمد تا به اتفاق همسفران،ازموزه یاد شده دیدار نماییم.

آقای عباس عادلی نیا از طرف مسافران ازمهمان نوازی مردم ارضروم وراهنمایی وتوضیحات صمیمانه مدیر موزه تشکر ودفتر یادبود را امضا کردند.

در مدخل وسالن موزه در درون قفسه های مرتب وروی میزهای مختلف الشکل اشیا متعدد قدیمی مربوط به امور راه آهن،بازدید کنندگان را به شگفتی وا می داشت،برخی از اشیا موزه به شرح ذیل میباشد:

وسایل روشنایی از قبیل فانوسهای قدیمی،دستگاه مورس،ماشین تحریر(نواری)،پریموس نفتی که با تلمبه زدن کار میکند،الکل صنعتی قرمز،تلفن های دسته دار قدیمی،ساعت های متعدد رومیزی ودیواری،حوله بزرگ با بافت سمبلt.c.d.d(راه آهن دولتی جمهوری ترکیه) وصدها اشیا قدیمی دیگر.

 

موزه یا قوتیه*:(باستان شناسی)

مجتمع گسترده مدرسه یا قوتیه(1310م) در حال حاضر موزه آثار اسلامی ونژاد شناسی میباشد.

دردرون قفسه های بزرگ(باروشنائی اتوماتیک) اشیا متعدد قدیمی نگهداری می شوند،از آن جمله میتوان از: سه پایه معکوس سنگی به نام اوجاق،دیگ سفالی،پخت،سنگ پای افقی پهن جهت تمیز کردن سنبل ها،فسیل های متعدد،سکه های قدیمی 1450-1148م،آثار هلنی و رم.ظروف گلدانی،لحد سفالی وچوبی وسنگی با سوراخ ورودی مرده وسوراخهای کمکی در پایین جهت جابه جا کردن کالبد، دوران هخامنشی در آناطولی،اسب گلی،کاسه وکوزه های قدیمی،ناقوس کلیسا** با نقوش ونوشته های زبان روسی به ارتفاع5/1 متر،سنگ های کتیبه ای با خطوط میخی،دوران اوراتور(764-786ق.م)النگو ها با سر حیوان،سرامیک های منقوش،شعر((تورک ییلماز)) کاظم قارا بکیر،شرح کنگره ارضروم 1919-711-23وصد ها اشیا نفیس قدیمی نام برد.


قلعه ی ارضروم:         

قدمت قلعه به دوران اورارتورها می رسد ولی قلعه ی تودرتوی بعدی به امر ((تئودوروس))(امپراتور بیزانس)ساخته شده است. قلعه درونی با 8 برج جهت

محافظت شهر وقلعه بیرونی با دو طبقه وبا 110برج جهت سکونت مردم مورد استفاده قرار می گرفت.

قلعه با 80 پله صعودی مشرف به شهر میباشد.هنگامی که انسان در اتاقک سر قلعه ایستاده و شهر ارضروم وکوههای گرداگردش را می نگرد، چنین تصور می نماید که شهر در اختیار وی قرار گرفته شده است.                                    

زنگ سقف قلعه در سال1877م(1256ش)ازشهرلندن آورده شده است.

هنگام عصر،به شهر باستانی و زبانزد ارضروم که پایانه سفر بشمار می رفت به درود گفته وبا اتوبوس کاروان بسوی ایران حرکت کردیم،دربین راه از فروشگاه زنجیره ای ((اؤزدمیر)) خرید های لازم انجام یافت وپس از پشت سر نهادن استان آغری وکوههای آغری (آرارات بزرگ 5122متر)وکوچک(3896متر)از مرز گوربولاق ترکیه ومرز بازرگان ایران گذشته وبامداد روز جمعه(24/4/1390ش)به شبستر رسیدیم.پس از خداحافظی ازهمسفران هر کسی نسبت به سهم وبرداشت شخصی با کوله بار مادی یا معنوی راه منزل خویش را در پیش گرفت.

                      ...................................................................................................

*- محل موزه چندبارجابجاشده است**- بزرگترین ناقوسها در شهرمسکو ساخته می شود

 

 

سخن کوتاه در باره سفر:

سفر ویا گردشگری انسان را پخته تر،ذهنش را روشنتر،تجربه اش را فزونتر وافق دیدش را گسترده تر نموده وآشنایی اش را با فرهنگ مدنیت،آداب ورسوم،میراث فرهنگی و معماری ملل دیگر غنا می بخشد.

 محمد علی نقابی 11/5/1390

---------------------------------------------------------------------

واژه نامه:

1- یاشیل میشو،ارگانی است مردمی که در سال 1378خورشیدی به همت والای کوهنوردان محلی ودوست داران محیط زیست تاسیس یافته است.     2- عارف ربانی مولف گلشن راز.

3- طنز پرداز واقعی (7حوت 1252 شبستر 12شهریور 1313 شاهرود)

4- بای یزید(آقای یزید)

5- از اینکه شهر قدیمی یعنی قلعه وسطی وبالایی  بطور مستطیل ساخته شده بود. لذا تام شهر را مستطیل نهاده اند.

6- آناطولی یعنی مشرق

7- روستاوئلی آفریننده اثر پهلوان پلنگ پوستین که از بهترین نمونه ادبیات گرجی بشمار می رود.

8- کور(kora)به معنی آب و رود می باشد.

9- تئاترون یعنی نمایشگاه.منشا تئاتر گرجی اتهام گرفته از زراعت روستائیان بت پرستی،مراسم مذهبی ارتدکس،وپندارهای اسرار آمیز اساطیری میباشد.

10- حصار تفلیس مربوط به سده های 6و18میلادی است.

11- ایاصوفیه(دانش خدائی) در استانبول،طرابوزون و ازنیک.هر سه واحد متعلق به ارتدکسها است.

12- آقای احمد سلیمی فرد مؤلف کتاب((نگاهی به تاریخ وجغرافیای شبستر-تسوج-صوفیان)) در سال 1302خورشیدی در شهر استانبول چشم به جهان گشود ودر سه سالگی به اتفاق پدر ومادرش به ایران آمده ودر روستای دیزج خلیل ساکن شد.پس از تحصیلات مقدماتی ومتوسطه در سال 1343ش.فارغ التحصیل در رشته تاریخ وجغرافیا موفق به اخذ درجه لیسانس گردید.

منابع کمکی:

* رهنمود های مفید آقای عباسعلی طربخواه ودائرة المعارف ترکی

Ana Britannica ist   1993- 32c.

    * طراح و ویرایشگر: حسن عادلی نیا از اعضاء شرکت کننده و عضو گروه زیست محیطی یاشیل میشو



 

کليه حقوق اين سايت متعلق به گروه زیست محیطی یاشیل میشو شهرستان شبستر می باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
تلفن: 04142421810 - فاکس: 04142427272 - پست الکترونيک: Yashilmisho.ngo@gmail.com

Designed by Shabestar.net