http://www.Yashilmisho.com
Email: info@Yashilmisho.com
Print: 1400/02/25
خانه
شنبه 19 مرداد 1387

نابودی علایم حیات‌ در دریاچه ارومیه‌

در کمتر از 10 سال آینده به وقوع خواهد پیوست نابودی علایم حیات‌ در دریاچه ارومیه‌ جام جم آنلاین: براساس بررسی‌های انجام شده از سوی کارشناسان، دریاچه ارومیه رو به نابودی است و شاید حتی زودتر از آنچه پیش از این برآورد شده بود، این دریاچه نابود شود. در نتیجه پسروی آب دریاچه، وسعت آن به میزان قابل توجهی کاهش یافته و برخی قسمت‌های جنوبی دریاچه غیرقابل دسترسی و تبدیل به نمکزار شده است که این پدیده می‌تواند فجایع زیست‌محیطی بسیار زیادی را همراه داشته باشد که یکی از آنها به جای ماندن روستاهای خالی از سکنه در شرق این دریاچه است. این در حالی است که وزش بادهای نمکی نیز تهدیدی جدی برای مزارع اطراف است که می‌تواند کشاورزی در نواحی اطراف را با موانع بسیار زیادی مواجه کند. با توجه به این که در دنیا تغییر شرایط آب و هوایی و خشکسالی ناشی از آن به عنوان یک مشکل جدی مطرح شده است، شاید بتوان گفت هرگونه تصمیم اتخاذ شده برای مدیریت منابع آب در سطح کشور و بویژه این منطقه رویکرد زیست‌محیطی نخواهد داشت و بنابراین نجات دریاچه ارومیه موضوعی است که نمی‌توان در شرایط کنونی به آن امیدوار بود. دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و میان 2‌‌استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار گرفته است. این دریاچه بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران است که به عنوان دومین دریاچه آب شور دنیا شناخته شده است. حوضه آبریز این دریاچه یکی از کانون‌های ارزشمند کشاورزی و دامپروری در کشور به شمار می‌آید. وسعت آن به طور متوسط 500 هزار هکتار است که در فصول مختلف سال و همچنین سال‌های مختلف متغیر خواهد بود. به طور طبیعی، در فصول گرم سال به علت افزایش تبخیر آب از سطح دریاچه وسعت آن کاهش و در فصول سرد سال افزایش خواهد یافت. به گفته مهندس مسعود باقرزاده کریمی، کارشناس مسوول تالاب‌ها در سازمان محیط زیست در سال‌های اخیر به علت پدیده خشکسالی و کمبود آب 120 هزار هکتار از وسعت دریاچه کاسته شده که نشان دهنده 25 درصد کاهش وسعت دریاچه و خشکی بیش از حد دریاچه است که از علایم زیست‌محیطی هشداردهنده محسوب می‌شود. سال 1379 پیش‌بینی شده بود که تا 20 سال آینده با توجه به شرایط حاکم بر منطقه این دریاچه از بین خواهد رفت. در آن زمان موضوع خشکسالی مطرح نبود و کارشناسان با توجه به یک روند طبیعی از بین رفتن علایم حیاتی در این منطقه را پیش بینی کرده بودند. از این مدت زمان پیش‌بینی شده تاکنون 8 سال گذشته است. اما با توجه به شرایط کنونی و خشکسالی‌های اخیر شاید زودتر از آنچه براساس بررسی‌های آماری برآورد شده بود، شاهد نابودی این زیستگاه باشیم که از سوی سازمان یونسکو به عنوان اندوخته طبیعی جهان به ثبت رسیده است. اگرچه نامشخص بودن رفتارهای طبیعی، پیش‌بینی درباره طبیعت را با محدودیت‌هایی مواجه می‌کند؛ اما از آنجا که رفتار مدیریتی در عرصه منابع طبیعی قابل تشخیص و ارزیابی است، بسیاری از این محدودیت‌ها از میان برداشته خواهد شد. موجودات زنده‌ای که در خطرند دریاچه ارومیه دارای 102 جزیره بزرگ و کوچک است که از میان این جزایر، جزیره‌های کبودان، اسپیر، اشک و چند جزیره بزرگ دیگر علاوه بر جوجه‌آوری، به عنوان مکان امن و مناسبی برای حفظ گونه در حال انقراض گوزن زرد ایرانی و پرنده‌های مهاجر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هستند. به گفته باقرزاده کریمی، جزایر 9 گانه دریاچه ارومیه برای جوجه‌آوری فلامینگوها و پلیکان‌ها بسیار مهم هستند و ویژگی این دریاچه نقش بسیار مهمی در چرخه زندگی پرندگان مهاجر دارد. از آنجا که در جنوب دریاچه ارومیه دریاچه‌های آب شیرین فراوانی وجود دارد، پرنده‌ها برای تامین غذا و آب مورد نیاز خود به جنوب دریاچه رفتند و برای جوجه‌آوری به این جزایر بازمی‌گردند. به علت خشک شدن و پس‌روی آب دریاچه، امروزه این جزایر 9 گانه به هم متصل شده و منطقه خشک یکپارچه و واحدی را به وجود آورده‌اند که تهدیدی برای زندگی موجودات ساکن این جزایر خواهد بود. برای نمونه، گوزن‌ها می‌توانند به آسانی در جزایر بزرگ متصل به هم در رفت و آمد باشند. در حالی که برخی از این جزایر برای زندگی آنها مناسب نبوده و نمی‌تواند نیازهای اولیه آنها را تامین کند. منظور از نابودی و مرگ دریاچه ارومیه نیز همین نابودی علایم حیاتی موجودات ساکن در این دریاچه است. امسال در این دریاچه پرنده‌ای تخمگذاری نخواهد کرد. متوسط شوری این دریاچه در بلندمدت حدود 200 گرم در لیتر بوده است. اما متاسفانه در حال حاضر شوری به فوق اشباع رسیده و شوری دریاچه حدود 320 گرم در لیتر برآورد شده است که با توجه به این موضوع می‌توان گفت در شرایط کنونی این درچه به دریاچه‌ای کاملا شور تبدیل شده است. با توجه به این که در چنین شرایطی آرتمیا، تنها جانور آبزی دریاچه نیز نمی‌تواند تخمگذاری کند، باید پذیرفت که در این دریاچه دیگر هیچ گونه علایم زیستی یافت نخواهد شد. زنگ خطری که 8 سال پیش به صدا درآمد به گفته باقرزاده کریمی، بحران‌های زیست‌محیطی در این منطقه مدیران محلی و استانی و همچنین تصمیم‌گیران ارشد منابع طبیعی را بر آن داشت تا کمیته تخصصی شورای عالی آب که متشکل از معاونان، وزرا و نمایندگان مجلس هستند، 8 جلسه این کمیته را به بحران دریاچه ارومیه اختصاص دهند. اما با این که این زنگ خطر از 8 سال پیش به صدا درآمده و کارشناسان اطلاع‌رسانی کرده و هشدار داده‌اند، اما تصمیم‌گیری مناسبی برای آن نشده است. لازم بود در سال‌های گذشته برنامه‌ریزی جامعی برای مدیریت خشکسالی در این حوزه انجام شود و با توجه به این که بیشترین مصرف آب یعنی بیش از 9 درصد منابع آبی در کشاورزی منطقه از این دریاچه تامین می‌شد، برای کشت محصولات کشاورزی در نواحی اطراف دریاچه محدودیت‌هایی در نظر گرفته می‌شد. اما با وجود خشکسالی‌های چندساله، شاهد رشد اراضی بوده‌ایم و این نشان می‌دهد منابع آب زیرزمینی بشدت مورد استفاده بی‌رویه قرار گرفته است. افت سطح آب‌های زیرزمینی بویژه در درشت‌های حاشیه دریاچه ارومیه اثر خود را به صورت بطئی نشان داده است. با توجه به این موضوع باید گفت یکی ازعوامل تاثیرگذار در کمبود منابع آب دریاچه از دست رفتن آب‌های زیرزمینی حاشیه دریاچه است. وزارت نیرو نیز 4 دشت از مجموعه دشت‌های اطراف دریاچه ارومیه شامل دشت‌های تبریز، سلماس، شبستر و عجب‌شیر را دشت ممنوعه اعلام کرده است. تاثیر خشکی دریاچه بر اکوسیستم منطقه‌ به گفته باقرزاده کریمی، پیامدها و اثرات خشک‌شدن دریاچه ارومیه از جنبه‌های مختلف قابل بررسی است که یکی از آنها تاثیر این پدیده زیانبار بر تنوع زیستی و کارکردهای اکوسیستم است. با توجه به این‌که این منطقه سکونتگاه پرندگان مهاجر است و به همین دلیل شهرت جهانی دارد، بنابراین خشکسالی و کاهش سطح آب دریاچه در چرخه مهاجرتی پرندگان و تنوع زیستی اختلال ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، چنین تغییراتی بر اراضی کشاورزی حاشیه دریاچه که مورد تهدید نمک‌های بادآورده از بستر دریاچه قرار گرفته‌اند، نیز اثر می‌گذارد، همچنین آب‌های زیرزمینی به شوری گرایش پیدا می‌کنند و در نتیجه منابع آب مناسبی برای کشاورزی وجود نخواهد داشت که می‌تواند وضعیت اقتصادی و اجتماعی منطقه را تحت تاثیر خود قرار دهد. اگر چه این منطقه یکی از خوش‌‌آب‌وهواترین مناطق کشور محسوب می‌شده است، اما وجود بادهای نمکی باعث تغییردر اقلیم و افت میزان آسایش اقلیم در منطقه شده است. علاوه بر این گسترش فقر و بیماری‌ها نیز از دیگر پیامدهایی است که به اشکال مختلف مانند مهاجرت‌های ناخواسته و بروز ناهنجاری‌های اجتماعی خود را نشان خواهد داد. تسریع فرآیند خشکی‌ آرتمیا جاندار بسیار ارزشمند ساکن دریاچه ارومیه است. براساس استانداردهای بین‌المللی اگر شوری آب بیش از 200 گرم در لیتر باشد، امکان زنده‌ماندن آن به مراتب کاهش خواهد یافت. با توجه به افزایش میزان شوری آب دریاچه به 320‌گرم در لیتر بعید به نظر می‌رسد که این جاندار بتواند در این شرایط به زادآوری ادامه دهد. مرکز تحقیقات آرتمیای دانشگاه ارومیه اعلام کرده است تعداد سیست‌‌های (تخم‌های) آرتمیا در هر لیتر آب دریاچه از 25 سیست به حداکثر یک سیست در لیتر کاهش پیدا کرده است که نشان‌دهنده نابودی این جاندار است. در دریاچه ارومیه، یک جریان چرخشی از آب نمک و رسوبات وجود دارد و جریان آب‌های پرنمک از رودخانه آجی‌‌چای در شرق دریاچه، رودخانه‌های‌‌ آب شیرین زرینه‌رود و سیمینه‌رود از جنوب شهرچای و زوارچای از... غرب سبب یکنواختی شوری دریاچه می‌شود. اما ایجاد میان‌گذر ارومیه نه‌تنها جریان گردشی آب را مختل کرده و یکنواختی شوری آب را برهم زده است، بلکه با تجمع نمک و رسوبات در دو طرف میان‌گذر، جبهه جدید خشک شدن دریاچه از وسط دریاچه نیز آغاز شده است که سرعت فرآیند خشکی و کاهش سطح آب را افزایش می‌دهد. تدابیری که اتخاذ نشده است‌ باقرزاده‌کریمی در پایان خاطرنشان کرد، یکی از مشکلات اصلی در زمینه منابع آب و چگونگی مدیریت بر منابع آب، روش‌های مختلف برای استحصال و ذخیره‌سازی آب در مناطق نیمه‌خشک است که بدترین روش سدسازی است. این روش هم هزینه‌های زیادی را در بر خواهد داشت و هم این‌که سبب تخریب محیط‌زیست و ایجاد اختلال در اکو سیستم آبی می‌شود که درنتیجه به افزایش تبخیر منجر می‌شود. علاوه بر این روش سدسازی هنگام وقوع زلزله و سیلاب نیز از احتمال آسیب‌رسانی بیشتری برخوردار است. در حالی‌که روش‌‌های دیگر مانند احیای قنوات‌ بخش سیلاب، آبخوان‌داری و آبخیزداری می‌توانند رویکردهای پایدارتری باشند. در زمینه مدیریت کشاورزی نیز مشکلاتی وجود دارد. کشاورزی در حوزه آبخیز دریاچه ارومیه با راندمان کمتر از 30 درصد انجام می‌شود و چاه‌‌های غیرمجاز بسیار زیاد است و این بدین‌معنی است که بر استفاده از منابع آب پایین‌دست سدها نظارتی وجود ندارد و توسعه اراضی کشاورزی بی‌رویه و خارج از توان طبیعی سرزمین است. به نظر می‌رسد این مشکلات نشان‌دهنده این است که برنامه یکپارچه و جامعی بر نحوه نگرش مدیریت اکوسیستمی بر این حوزه حاکم نبوده و دستگاه‌های اجرایی اهداف بخشی خود را دنبال می‌کنند. فرانک فراهانی‌جم